تبليغاتX
دلشکسته

دلشکسته

رانده شده

 

 

بوسه   يعني  لذت  از  دلدادگي  

 

   لذت از شب لذت از  ديوانگي

 

بوسه يعني آغازي براي ما شدن 

 

   لحظه اي با دلبري تنها شدن

 

  بوسه اتش ميزند بر جسم و جان 

 

   اما بر ميدارداين شرم از ميان 

 

      بوسه يعني عشق خالي از گناه

 

      بوسه يعني آتش و گرماي تب

 

      بوسه يعني قلب تو از آنه من 

  بوسه يعني تو هميشه مال من

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت 19:58  توسط اشنا   | 

 

به مهتاب گفتم اي مهتاب

 

سر راهت به كوي او

 

سلام من رسان و گو

 

تو را من دوست ميدارم

 

ولي افسوس چون مهتاب به روي بسترش لغزيد

 

يكي ابر سيه آمد كه روي ماه تابان را بپوشانيد

 

صبا را ديدم و گفتم صبا دستم به دامانت

 

بگو از من به دلدارم تو را من دوست مي دارم

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت 19:53  توسط اشنا   | 

گفتي كه به احترام دل باران باش
باران شدم وبه روي گل باريدم
گفتي كه ببوس روي نيلوفر را
از عشق تو گونه هاي او را بوسيدم
گفتي كه ستاره شو،دلي را روشن كن
من هم چو گل ستاره ها تابيدم
گفتي كه براي باغ دل پيچك باش
بر ياسمن نگاه تو پيچيدم
گفتي كه براي لحظه اي دريا شو
دريا شدم وتو را به ساحل ديدم
گفتي كه بيا و لحظه اي مجنون باش
مجنون شدم و زدوريت ناليدم
گفتي كه شكوفه كن به فصل پاييز
گل دادم و با تَرنُّمتْ روييدم
گفتي كه بيا و از وفايت بگذر
از لهجه ي بي وفاييت رنجيدم
گفتم كه بهانه ات برايم كافيست
معناي لطيف عشق را فهميدم

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386ساعت 20:7  توسط اشنا   |