تبليغاتX
دلشکسته

دلشکسته

رانده شده

باز که دلت گرفته کی قلبت را شکسته

همون که روز اول توی دلت نشسته

یا اون ستاره ای که سهیل شد و ندیدی

یا اون که از نگاهش کلی ستاره چیدی

هوای تار وابری افتاب می شه گل من

شبای سرد وتردید مهتاب می شه گل من

باز كه دلت گرفته ابري حرف وقصه ات

تا وقتي زنده باشي تموم نمي شه غصه ات

اما دو روزه دنيا ارزش غم نداره

بخند كه خنده زيباست بخند مثل ستاره

 

+ نوشته شده در  جمعه ششم بهمن 1385ساعت 20:20  توسط اشنا   | 

مال من باش تا همیشه تا ابد

کی گل سرخ را به سینه ی تو زد

مال من باش ای همیشه مهربون

مثل جون مثل نفس با من بمون

اومدی باز اومدی عزیزترین

تو همونی که می خواستم نازنین

اومدی تا وصله ای تنم بشی

غروبا تو ماه روشنم بشی

تو نباشی حس گفتن ندارم

طاقت موند ورفتن ندارم

وقتی هستی هوا افتابی میشه

همرنگ چشم هات ابی میشه

انگار تازه به دنیا اومدم

وقتی هستی راه عشق را بلدم

مال من باش و عزیز من بمون

تو را حتی نمی دم به اسمون

مال من باش و از این خونه نرو

اول واخر این قصه بشو

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم بهمن 1385ساعت 18:45  توسط اشنا   | 

باز یه پرنده تو قفس

نه جون داره نه هم نفس

نه سرپناه نه سایبون

نه راه پیش داره نه پس

نگاش نگاه انتظار

منتظر فصل بهار

کاشکی بباره اسمون

دلش تو سینه بی قرار

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم بهمن 1385ساعت 18:34  توسط اشنا   | 

خوب رویان جهان رحم ندارد دلشان

باید از جان گذرد هرکه شود عاشقشان

روزی که زگل ساخته اند پیکرشان

سنگی اندر گلشان بود همان شد دلشان

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم بهمن 1385ساعت 21:40  توسط اشنا   | 

ای خوشا سودای دل از دیده پنهان داشتن

مبحث تحقیق را در دفتر جان داشتن

دیبه ها بی کارگاه ودوک وجولا بافتن

گنج ها بی پاسبان وبی نگهبان داشتن

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم بهمن 1385ساعت 21:38  توسط اشنا   |